زنده به عشق | فروردین ۱۳۹۹
این همه نقش میزنم از جهت رضای تو

یه چیزی امشب درونم مُرد. یه چیزی که نمی دیدمش...یه چیزی که بود ولی دیگه حالا نیست! یه چیزی که با دست خودم کشتمش...کشتمش!

سعی کردم،زنده بمونم. لبخند بزنم...جوری وانمود کنم که چیزی نشده...ولی واقعا چیزی نشده؟ چیزی شده. وقتی خالصانه ترین حس درونت رو میزاری وسط و ناعادلانه ترین شکل ممکن نادیده گرفته میشه.. وقتی "تو" اندازه خودت دیده نمیشی..حتما چیزی میشه

و تو دیگه اون آدم سابق نمیشی

"حالنگارم"

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۹ساعت   توسط سارا  |