زنده به عشق | بهمن ۱۴۰۰
این همه نقش میزنم از جهت رضای تو

برای زن ِ تازه فارغ شده گل میخرند. گل میخرن به این بهانه که قدم ِ نوزادت مبارک، تن خودت سلامت، چه اتفاق خوش یمنی که مادر شدی. برای دختر دم ِ بخت هم شب ِ خواستگار گل می برند. گل به این بهانه که ممنون از اینکه اجازه دادید برای اتفاق مبارکی که ازدواج هست، به خونه تون بیایم و دخترتون رو ببینیم. برای ملاقات بیمار هم گل می برند. گل برای سلامتیش، برای اینکه رخت بیماری رو با لباس عافیت عوض کنه...

گل بخاطر ِ چیزی... گل به خاطر مناسبت ها، گل بخاطر رسیدن ِ بهار و حتی گل برای عرض ِ تسلیت..

ولی می دونی چیه؟ من گل ِ بی مناسبت دوست داشتم. منتظر نباشم و گل هدیه بگیرم و نشد و هرگز نشد و هیچ وقت نشد.

یه روز بعد چندی سال به پسری که دوستش داشتم گفتم چرا هیچ وقت به من گل ندادی؟ گفت خب باشه سری بعدی و من این جواب رو نمی خواستم. من منتظر گرفتن ِ وعده ای از طرفش نبودم. شاید سوالم رو خوب نپرسیدم... شاید اصلا نباید پرسیده میشد،نمی دونم!

"حالنگار"

+گل خریدن بهونه می خواد؟ نه بخدا نمی خواد، ذوق میخواد فقط :)

+حسادت حس خوبیه؟ حس بدیه؟ این بده که اعتراف کنم بعضی مواقع هم به بعضی اتفاقات دیگران حسودیم میشه؟ نمی دونم واقعا

+ زمستون خشکی که داره به بهار نزدیک میشه

 


برچسب‌ها: حالنگار
+ نوشته شده در  جمعه ۲۹ بهمن ۱۴۰۰ساعت   توسط سارا  |